|
دلخونه خدا - عشق - خدا
|
کتاب « ده رهنمود از سوی خداوند »
حجم: 2.5 مگابایت (23 فایل عکس)
(ترانه هایی که با * مشخص کردم بخشی از ترانه اصلی هستن) طبقه بندی: دانلود کتاب، برچسب ها: دانلود کتاب، [ چهارشنبه 1 تیر 1390 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
دستتو بذار ببوسم که بدهکار تو هستم منو از دنیا جدا کن که هوادار تو هستم بیمه کن منو همیشه با دعا های شبونت ماهو تسخیر خودت کن با نگاه عاشقونت روزگار خوشبته با تو تا تو باشی شب جوونه مادر از جنس زمین نیست مادر اهل آسمونه مثل تو پیدا نمیشه ای فرشته ی زمینی واسه زنده بودن من تو دلیل آخرینی فاصله معنا نداره وقتی هستی توی خونم قدر بودنت رو مادر! به خدا قسم میدونم خیره میمونم توو چشمات که خدا توی چشاته چی رو زیر پات بریزم که بهشت زیر پاته ترانه سرا: عباس بشارتی ----------------------------------------------------------------------- * روز زن و روز مادر بر تمام زنان و مادران جهان مبارک *برای گرامیداشت مقام مادر یک روز خیلی خیلی کمه... طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، فرشته ی زمینی، [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
حرمتِ عشقو نگه دار نذا بشکنه غرورش جای بی وفایی کردن تو بشو سنگ صبورش حرمتِ عشقو نگه دار اون که عمری، پای تو موند واسه خوابیدن ِ چشمات شبا لالایی برات خوند مثل اون شبای اول هنوزم شاد جوونه اما قدر ِ اون شبا رو کسی از ما نمیدونه کسی از ما نمیدونه چرا عشق دلش یه دریاس! ولی با این همه خوبی بازم این عشقه که تنهاس توی سال ِ عشق خزون نیس همه فصل ِ اون بهاره گل و سبزه حتی بارون یه نشون از عشق داره کوهِ بیستونو کنده این همه قصه نوشته حرمت عشقو نگهدار هرجا عشق باشه بهشته ترانه سرا: عباس بشارتی
طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، عشق، [ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
تقدیر ِ ما این بود از هم جدا باشیم ما بی گناه بودیم تقدیر ِ ما این بود اون لحظه هایی که از خنده می مُردیم حسی به من میگفت قلب ِ تو غمگین بود با خاطرات ِ تو عمری رو سر کردم اون خاطرات ِ تو از من فراری شد حس میکنم امشب تنها تر از پیشم کار ِ دل ِ ساده م شب انتظاری شد ترانه سرا: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، تقدیر ما این بود، [ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
سر ِ قولت نمی مونی، رفیق ِ نیمه راه میشی دلت از چی پُره جونم که آبِ روی آتیشی؟ منو غرق ِ سرابت کن، من از این تشنگی خسته میه عمره غرق ِ رویاتم، یه عمره غرق ِ تو هستم چقد خالیه جات پیشم، چقد دلتنگم امروززمستونم چه سوزناکه! چقد بیزارم از این سوز دروغ بود اون همه حرفات، ولی باز باورت دارمنگاهم قفله به عکست، نمیشه چشم بردارم تک و تنها شدم بی تو، هنوز اما امید دارمکه برمیگردی پیش ِ من، امیدوارم، امیدوارم ترانه سرا: عباس بشارتیطبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، باورت دارم، [ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
ما درگیرِ یه احساسیم و انگار
همین حس، ما رو از هم دور کرده میخوام عادت کنم تنها بمونم ولی عشقت منو مجبور کرده ما در گیرِ یه احساسیم و بازم تو با من خیلی خیلی فرق داری همیشه عادتت بوده عزیزم که بین خودت و من، فرق بذاری نمیتونم ببینم عشق مُرده همون عشقی که توو قلبِ تو بوده یه کاری کن به پای هم بمونیم واسه تنهایی، باور کن که زوده ترانه سرا: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، یه کاری کن، [ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ عیدی ]
![]() ![]() آسون به دست نیومدی، آسون به باد نمیدمت ستاره ای هستی که من، از آسمونا چیدمت من واسه خاطر چشات، چشامو بستم، رو همه اما چه فایده وقتی که، واست بمیرمم کمه! هرجای این دنیا برم، یه ردِ پایی از تو هست یه ردِ پایی که میگه، میشه که دل به جاده بست حوّای من باش و نذار، زمونه آدمم کنه نذار یه سیبِ لعنتی، راهی عالمم کنه شاعر: عباس بشارتی ![]() طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، رد پا، [ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
من نمیرسم به دستات تو یه سنگِ توی چاهی من هنوز، اول راهم تو ولی، آخر ِ راهی من یه ماه و تو یه خورشید من شبم، تو، روز روشن خیلی نزدیک اما دوریم من منم، تو سایه ی من آسمونت پُر ستاره آسمونم بی ستاره من چه باشم چه نباشم واسه تو فرقی نداره تو که خوب بودی و هستی من بَدَم مثِ همیشه انگاری که این من و تو دیگه شکل ما نمیشه با تموم نا امیدی، پشتِ پنجره میشینم کاش صدای در بیادو، پشت اون، تو رو ببینم شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، من و تو، [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
زندگیمونو به باد دادی چرا؟
من که با خوب و بدت میساختم! حق من از زندگی، نه، این نبود توی این بازی فقط من باختم غیرِ تو کی از دلم با خبره؟ کیه که با قصه ی من آشناست؟ هنوزم امیدی مونده توو دلم نگو تنهایی تهِ قصه ی ماست رد نشو از اون همه خاطره ها رد نشو راحت از این حال بَدَم به خدا، محاله از یادم بری فکر نکن، که دیگه قیدتو زدم شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، رد نشو، [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
تو رو حس میکنم هرشب، کنار حس تنهایی چه وهم خوب و دلچسبی، که تو هر لحظه اینجایی غریبم توی این دنیا، تو اما منو میشناسی چه کاری آخه من کردم، که تو اِنقدر حساسی!؟ هوا تاریک شد وقتی، که از این خونه تو رفتی میخوام پیدات کنم اما، نمیدونم کدوم سمتی؟ وفاداریت کجا رفته؟ تو که حوای من بودی! باید تنها بشه آدم، چرا اما به این زودی؟ شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، حوای من، [ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
تک یادگار تو فقط...فقط همین تن پوشته یه عمره که دستای من، در حسرت آغوشته تاوان تنهایی من، از دوریِ تو سوختنه تنها صدای این جهان، صدای هق هقِ منه دستاتو دزدی ازم، خاموش کردی خونه رو برگردو آبادش بکن، دوباره این ویرونه رو فرصت بده تا نو بشم، مثل همون روزا بشم فرصت بده تا توی اون آغوش تو پیدا بشم شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، آغوش، [ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
زیر سقفِ آسمون، زیرِ این سقفِ سیاه تک و تنها و غریب، ندارم یه تکیه گاه گریه و غصه و غم، وصفِ اوضاعِ منه خواهشم از تو فقط، دوباره با تو بودنه ای که با یه نیم نگاه، شبو روشن میکنی بی تو تاریکه جهان، خودتم خوب میدونی کاش میشد که با صدات، این سکوتو بشکنی با صدای مهربون، بگی باز مال منی شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، خواهش، [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
برو! اما بدون، یادت، نمیره از توو قلب من برو تنها امید من، برو! قلب منو بشکن چشات خورشید من بودو، دلت ماه شب تارم دارم میسوزم از غربت، شب از یاد تو بیدارم اسیرم توی این خونه، تو اما شاد و آزادی توی اون قلب بی مهرت، بگو جامو به کی دادی؟ نمیدونم چرا از من، تا این اندازه تو دوری! شاید دست خودت بوده، یا نه... شاید که مجبوری! شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، برو، [ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
![]() پشتِ این نقابِ خندون، هق هقِ شبای سرده
حتی گریه های شبهام، منو آرومم نکرده
پشتِ این نقابِ خندون، یه دلِ لبریزِ آهه
انگاری که زنده بودن، واسه قلبِ من گناهه
پشتِ این نقابِ خندون، یکی تنها و مریضه
داره دنیای خودش رو، پای تنهایی میریزه
پشتِ این نقابِ خندون، یه دلِ شکسته پیداست
این سکوتِ من یه رازه، رازِ تنها شدنِ ماست
شاعر: عباس بشارتی طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شعر، نقاب، [ جمعه 30 دی 1390 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ عباس بشارتی ]
[ یادگاری ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |